موافقید با یک غرل شروع کنیم !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

سوختـم بی که بدانند زمستـان هستم

خسته ی گوشه ی تنهايی تهران هستم

 

روشن صبح دل انگيز تو يادم رفته …

من دگر شاعر شب های پريشان هستم

 

پيشترها لبت از پنجره آبم می داد

ولی امروز اسير لب ايوان هستم

 

خشکم وخسته طراوت بتکان روی تنم !

چند ساليست بيابانِ بيابان هستم

 

محضِ توهر چه که پيش آمده برمی گردم

من هنوز عاشق ديدار درختان هستم

 

دلم از شهر...از اين رخوت دلگير پر است

گرچه ديريست دراين مشغله مهمان هستم ...

 

 

/ 25 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م-رنجيده

سلام عزيز کم کار شدی دوباره؟ منتظرم تا به روز بشی عزيز مهربان

حميد

رو چشم ........ روی گلت رو ازهمين جاميبوسم . به آزادبگو امانتی رسيديانه ! زنده باد عشق !

مريم حقيقت

سلام بلاگ شما رو از وبلاگ سمانه ديدم واون کامنتتون که متاسفم اولا سمانه شاعر بدی نيست البته حرفه ای نيست وخودشم هيچ ادعايی نداره اما خداييش بهتر از بعضی اسمای جنجالی کار می کنه ودوم اينکه کم يا زياد بودن کامنتا دليل موفقيت نيست سوم اينکه اون اصلا اهل حاشيه نيست ونمی خواد هم باشه شعر شما هم بد نبود موفق باشيد يا علی

رضا قنبری

سلام عزيز! ممنون که بالاخره اومدي و سرزمين ما رو هم مترنم کردی سيزدهم هر ماه به روز ميشم حتمن حتمن بيا منتظرم سخخخخخخخت..

غريبه

ازبلاگتون خوشم اومد . موفق باشيد آقای عرب عامری .

بهمن محمدزاده

سلام از شعرتون خیلی خوشم اومد روان بود و دلنشین تونستی به من یه سری بزن

بهمن محمدزاده

دوباره سلام با اینهمه لطف و مهربونی منو شرمنده کردین. هر جا هستی شاد و سربلند باشی و لحظه هایت سرشار رضایت و امید قربانت

اميد حلالی

دوست عزیز سلام به روزم با آخرین شعرم با نام عزیمت . ممنون اگر سر بزنی و نظرت را در مورد آن بگویی با تشکر

سميه

سلام خوبی ممنون از حضورتون غزل زيبايی بود

حسین بشارتلو

سلام، از اشعارتون لذت بردم. به وبلاگ من هم سری بزنید.[لبخند]