ا ي نگـاه تو سـر آغـا ز پريشـا ني ها ….

سلام امروزتصميم گرفتم يکی دوغزل ازکارهای قديمی روتقديم کنم البته يکی دوغزل جديد هم دارم که سرفرصت حتما می نويسم .

------------------------------------------------
غزل اول :


چشم‌ها حلقه‌اي از حسرت اشكاني ها
خــانه جو لانگه نامـردترين جـاني ها

از لـب طـاقـچه‌ی شرق كجا شد خورشيد
واي از امروز بـه حال همه ايـراني‌ها

پر شده اين غزل زخمي و متروك انگار
از شـب و خستگي و غـربت افغاني‌ها

ازدل زخمي اين قوم چه مي‌خواهي تو؟
ا ي نگـاه تو سـر آغـاز پريشـاني‌ها….

در حصـار بـتي از جنـس شمـايم يعـني
بيـن اين‌ها همه سنگ و همه سيماني‌ها


من از امروز دگر فكر سفر خواهم كرد

تا به پايان برســد بي سر و سامـاني‌ها
-------------------------------------------------

اين هم غزل دوم :


غمگين ،گرفته ، خسته پر از درد ، نازنين
از راه‌هـاي طي شـده برگـرد نـازنين

بي تو چـه كرد خاطره‌هايي كه نيستـند
بــا چشـم‌هاي شـاعر اين مـرد نازنين

وقتـي حضور دسـت تـو را كم نداشتم
ا صــلا نبـود خــانه‌ی مـا ســرد نازنين

ا ز شانه‌هاي مضطرب شاخه‌ها بپرس
ا يــن بـاد با بــهار چــها كرد نازنين

آدم به گيرسنگ بيفتد در اين سكوت
بهـتـر كـه گـيـر آدم نـامـرد نازنــين

/ 13 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا و روح الله

حميد جان سلام.خيلي خوشحاليم كه به جمع وبلاگ نويسان آمده اي .از غزلهايت لذت برديم .

بي نوا

سلام ... نمي دونم منو ميشناسي يا نه! اولين بار در سال 78 شما رو ملاقات كردم ( در مينودشت) و هميشه از اين ملاقات خوشحالم...اميدوارم هميشه موفق باشيد...راستي هنوز هم گاه گاهي گلنار رو ميخونم.....!

فري

سلام آقای عرب عامری. هردو غزل زيبا بودند . غزل اول ما را به ياد غزل معروف قيصر انداخت و البته کار شما هم بسيار زيبا بود. راستی من هنوز منظورت رو از اون جمله نفهميدم ها....موفق باشی

م-رنجيده

درود بر صفاي تان.......مثل هميشه لطيف و سرشار ازلطف.........بدرود

مسيح

سلام ! از خواندن غزل هاي شما لذت مي برم هر چند بارها شنيده و خوانده باشم . منتظر كارهاي تازه هستم . . . يا حق

رضا قنبری

حميد آقا سلام!...

رضا قنبری

سلام! پس کی ميخوای به روز کنی؟عزيز!

م-رنجيده

سلام عزيز. حسابی دلم برات تنگ شده...............

فائزه

سلام.مثل همیشه از غزلهای زیباتون لذت بردم. آدرس وب من عوض شد . پاینده باشید