به : بانوی مهربانی که پهلوی ما شکست

(با عرض پوزش از همه‌ی عزیزان،  این شعر دو بار تکرار شده که به احترام عزیزانی که پیام گذاشته‌اند حذف نشد)
از شیشه ریخت پنجره گلدانی تو را
اندوه اشک شد که گل افشانی تو را
دلگیر کوچه‌هاي تورا سنگ آب شد
غم‌های خاک خورده و پنهانی تو را
 
پر پر پرنده پر، همه رفتند و باد برد
 گل‌های سبز خلوت پیشانی تو را
 
خاتون قصه‌های پر از غصه ! پشت در
 دیوار می‌گریست پریشانی تو را
 
پهلوت کاش بودم و بر پشت بام‌ها
 فریاد می‌زدم غم طولانی تو را
/ 13 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهديه پی سپار

سلام ! ممنون که سر زديد . با تبادل لينک هم موافقم . روزگارتون به خير .

ترمه

ببین دیگر آفتاب بر بام ما نمی تابد .............

سمانه

سلام دوست عزيز . من متاسفانه هر چه به ذهن کوچکم فشار ميارم نه شما رو به ياد ميارم نه خصومت احتماليتون با خودم رو و نه دليلی اين همه لطفتون که مرتب شامل حالم می شه !!! اگر مشکلی از جانب من هست فکر می کنم اگر روشن مطرحش کنيد نتيجه بهتری داشته باشه تا اينکه کامنتهای اين شکلی برای من يا دوستان بگذاريد ... گاهی کسی که خودش رو هم به خواب زده اگه بفهمه اشتباه می کنه بيدار می شه !!!!!!! من جدا از جواب دادن و اين مدل بچه بازيها بيزارم اما اين يه مورد انصافا برام غير قابل درک بود .... شاد باشيد .

نسيم

سلام .تبريک به حس قشنگت منتظرتم

سلام حميد اقا

خوبي موفق باشي خوشحالمان كردي نظر دادي خيلي دوست دارم بيا پيش ما http://do-nafar.persianblog.ir/

رضا طالع زاری

زبوسیدنیهای این روزگار یکی هم بود دست آموزکار [گاوچران]

رضا طالع زاری

زبوسیدنیهای این روزگار یکی هم بود دست آموزکار [گاوچران]

سید امیر طاها مرتضوی

در این دنیا کسی بی کس نبوده اسیر غم و تنهایی نبوده

صالحی و عباس نژاد

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

آرمان رضیائیان

ان شب در ان محفل نظر به این دنیا و آن دنیا