تنها یعنی : بهار درکوهستان<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

رقص گل بی انار درکوهستان

 

در کوچه ی مانمیتوان عاشق شد

 

فردا سرشب قرار درکوهستان

 

 

 

من بی توهمين گوشه کنارا بودم

 

رو تپه کنار چشمه سارا بودم

 

من با دل خونی خودم بعداز تو

 

مشغول شکستن انارا بودم

 

/ 19 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهمن محمدزاده

امشب شده ام شکار در کوهستان دیوانه و بی قرار در کوهستان آنقدر تو عاشقی که من از دستت باید بکنم فرار در کوهستان سلام عزیز هر دو تا کارت دلنشین بود

داود

سلام . خوشحالم از اينکه هنوز طبع روانی داری. چشمه ات هميشه جوشان و کامت شيرين...... يا حق

آندو

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

سنان

انار و نار نان و سنان و..............مرسی قربان امان امان هييييی يی يی حبيب من طبيب من هميشه دوستت داشتم

علی زنگنه

زيبا مي نويسيد جناب عامري عزيز! من هم با يك غزل در انتظار نظر شما هستم؛ بفرمائيد!

م-رنجيده

ما چون دو دريچه، روبروی هم آگاه ز هر بگو مگوی هم هر روز سلام وپرسش وخنده هر روز قرار روز آینده عمر آینه ی بهشت ، اما....آه بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه اکنون دل من شکسته و خسته است زیرا یکی از دریچه ها بسته است نه مهر فسون ،نه ماه جادو کرد نفرین به سفر ،که هر چه کرد او کرد ********************************** سلام بر زیباترین و مهربان ترین صبح... --------------------------------------------- روزهایی که در کنار هم بودیم را به حساب.... عمر....نخواهم گذاشت.

نازی

ممنون که به وبلاگم اومدين.تعطيلات خوبی داشته باشين

محدثه خسروی

سلام. ممنون که سر زديد. اشعارتون زيبا بودند.از مصراع سوم رباعی اول خیلی خوشم اومد. موفق باشيد.