کاروان می سوخت - ترنم مردی که عاشق است


ترنم مردی که عاشق است
www.hamidaa.persianblog.ir
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

روزی حضور محترم عشق می رسیم    

                             بگذار برطرف بشود مشکلات ما ...

         حالا سلام

۱- ممنون ابراز لطف ومهربانی دوستانی که من رو شرمنده می کنن !

۲- تو این مدت کوتاه که نرسیدم بروز شم چندتا از دوستای شاعرم افتخار دادن

میهمان سفره ی تنهایی شعرای شاهرودی بشن که از اونهام ممنونم ... علیرضا

اطلاقی- علی محمد مودب - حسن صادقی پناه- سعید قربانیان و بانو مهرآذر -

کسری کبیری و ...

۳ -ترم جدیدم شروع شد دعام کنید !

۴- این غزل رو که تقدیم شده به حضرت زینب خیلی جلوترها باید می آوردم ولی

نشد ... حالا تقدیم میشه...

۵- میشه از مختار گلم ودکتر مهربان یادی نکنم ؟ دوسشون دارم تا ...

         و اما غزل :

 

از تو تنها غربت یک کاروان ماند و غزل

پاره های ریز ریز آسمان ماند و غزل

 

آرزو های سرت را باد با خود می شکست

حرف هایت در گلوی خیزران ماند و غزل

 

تکیه می دادند گل هایت به هم از تشنگی

شانه هایی خسته ٬ اندوهی گران ماند و غزل

 

کاروان گم بود اما پشت سرد آسمان

ابرهای گریه ی مردی جوان ماند و غزل

 

این پری که خواهر درد است در کرب و بلا

سال ها در آرزوی خانمان ماند و غزل

 

بعد از آن باران شمشیر و سپر از گلپری

تکه پرهایی فقط در آشیان ماند و غزل

 

چشم های روشن بانو به خاموشی خزید

گریه های جانگداز کودکان ماند و غزل

¤

جیغ ها آزاد شد تا از گلوی نو گلت

داغ ها بر گرده ی تیر و کمان ماند و غزل

 

شاعری خسته ٬ دلی اندوهگین ٬ داغی سمج

یادگار آن غروب جاودان ماند و غزل

 

شخصیت های حقیقی و مجازی سوختند

سهم ما از عشق تنها داستان ماند و غزل

¤

کاروان می سوخت اما داغ لبخندی غریب

بر گلوی خسته ی سرخ اذان ماند و غزل ...

[ ۱۳۸٥/۱٢/۱٩ ] [ ۸:۱٧ ‎ق.ظ ] [ حمید عرب عامری ]
.: Weblog Themes By bestmaker :.

درباره وبلاگ

مدرس دانشگاه
RSS Feed