ترنم مردی که عاشق است


ترنم مردی که عاشق است
www.hamidaa.persianblog.ir
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

سلام به همه دوستان خوب ومهربونم ! خوبید همگی ؟

 

خب خداروشکر ..............

-------------------------------------------------

  دوسه روزی نبودم رفته بودم سمنان به اتفاق سه نفرازدوستای شاعرم که خیلی دیدنشون برام ارزش داشت شعرهای رسیده به جشنواره ملی کوثر رو داوری کنیم . به خاطر همینم نرسیدم حتی به خودمم سربزنم چه برسه به دیدارشما .

  

  درباره جشنواره کوثرهم توضیحاتی بدم بدنیست . امسال هفتمین جشنواره دراستان سمنان وبه صورت کشوری برگزار میشه سوم وچهارم مردادیعنی سه شنبه وچهارشنبه همین هفته که توراهه . در چهارموضوع حدود ۱۴۵۰ شعربه دبیرخانه رسیده بودالبته ازطرف یه چیزی نزدیک به ۴۰۰ شاعر . هفت ساله تانود ساله زن ومرد پیروجوان از۲۳استان که شاید  به خاطر جوایزش ( حج وسکه) حضورجوانتر ها خیلی قابل ملاحظه بود . تعداد شعرهام به ترتیب درموضوعات آزاد - حضرت زهرا - ائمه اطهار وامام موسی کاظم بود که مخصوصا موضوع آزاد باتراکم خیلی زیاد باعث دردسر ماشده بود که چراشو خودتون بهتر میدونید . به هرحال این چندنفری که فامیلشون رو میارم کارهای فوق العاده ای ارسال کرده بودند که بهشون خسته نباشید میگم . مرسی

 

 رحیمی - اشرفی - آسمان - اطلاقی - بدیع - علی اکبری - اکبرزاده - مهدیزاده - احمدی - امینی - قربانی - رحیمیان - آزادمقدم - کاشی و..........

 +++++++++++++ 

اینم یه رباعی تقدیم به شما هرچند فقط خواستم مطلبی که خوندید خالی وخشک نباشه

     در شعله اگر چه سوخت بال وپر من

                           اصلاً گفتی چه آمده بر سر من !؟

                           من عاشق بی بدیل چشمت بودم

                           عشق است ... گناه اول وآخر من

[ ۱۳۸٥/٤/۳٠ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ حمید عرب عامری ]
(با عرض پوزش از همه‌ی عزیزان،  این شعر دو بار تکرار شده که به احترام عزیزانی که پیام گذاشته‌اند حذف نشد)

از شیشه ریخت پنجره گلدانی تو را
اندوه اشک شد که گل افشانی تو را
دلگیر کوچه‌هاي تورا سنگ آب شد
غم‌های خاک خورده و پنهانی تو را
 
پر پر پرنده پر، همه رفتند و باد برد
 گل‌های سبز خلوت پیشانی تو را
 
خاتون قصه‌های پر از غصه ! پشت در
 دیوار می‌گریست پریشانی تو را
 
پهلوت کاش بودم و بر پشت بام‌ها
 فریاد می‌زدم غم طولانی تو را
[ ۱۳۸٥/٤/٢٥ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ حمید عرب عامری ]

تنها یعنی : بهار درکوهستان

 

رقص گل بی انار درکوهستان

 

در کوچه ی مانمیتوان عاشق شد

 

فردا سرشب قرار درکوهستان

 

 

 

من بی توهمين گوشه کنارا بودم

 

رو تپه کنار چشمه سارا بودم

 

من با دل خونی خودم بعداز تو

 

مشغول شکستن انارا بودم

 

[ ۱۳۸٥/٤/۱۱ ] [ ۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ حمید عرب عامری ]
.: Weblog Themes By bestmaker :.

درباره وبلاگ

مدرس دانشگاه
RSS Feed